داستان سلطان محمود غزنوی و ظالم
داستان سلطان محمود غزنوی و ظالم
غزنویان از امپراتوران ترک بود که به مدت 237 سال از سال 245 تا 582بر منطقه بزرگی از خاورمیانه و آسیای مرکزی جکومت کردند
در این داستان واقعی برخورد سلطان محمود با یکی از متمردین دربار خود را آوردیه ایم تا بدین وسیله نمونه ای از تفاوت تاریخ نویسی واقعی ترکان با جعلیات که دیگران برای ملت ترک نوشته اند معلوم شود
سلطان محمود غزنوی پادشاه امپراتوری غزنوی شبی هر چه کرد؛ خوابش نبرد ،
غلامان را گفت : حتما به کسی ظلم شده ؛ او را بیابید.
پس از کمی جست و جو ؛ غلامان باز گشتند و گفتند : سلطان به سلامت باشد ، دادخواهی نیافتیم .
اما سلطان محمود را دوباره خواب نیامد؛ پس خود برخواست و با جامه مبدل، از قصر بیرون شد؛ در پشت قصر خود ؛ ناله ای شنید که می گفت خدایا :
سلطان محمود هم اینک به خوشی در قصر خویش نشسته و در نزدیک قصرش اینچنین ستم میشود ؛
منبع : ناغیلار بوقچاسی (داستان های ترکی خراسان)، نوشته اسماعیل سالاریان چاپ اول بخشایش قم سال 1396 ص 103- 104
جهت سفارش این کتابدر بخش نظرات پیامک بدهید



1) من اسماعیل سالاریان صاحب این وبلاگ 7 کتاب چاپ شده ام 1-تمثیل و مثل 2- ناغیلار بوقچاسی 3- مثنوی یوسف و زلیخا به ترکی خراسانی 4- نگاهی به ادبیات ترکان خراسان 5- نگاهی به فرهنگ ترکان خراسان هست 6 -ترکی خراسان و قواعد آن و چند کتاب در زمینه زبان، ادبیات و فرهنگ ترکان خراسان آماده نموده ام که هنوز چاپ و نشر نشده اند.