نوروز یئنی ایلینیز قوتلو اولسون

قلل سالوک گریوان

قلل سالوک - گریوان

 

نوروز گوزلدی، گوزللیکی سیزلرکی اولسین

نوروز امید دی، امیدلرینیز گئرجکلی اولسین

اوجاغیز یاناراولسون، عمرینگز اوزون اولسین

گلن گون لریزآیدین، بایرامیز موبارک اولسین

سیزین تزه بایرامیز موبارک،خییرلی اولسین

دردلریز دیکلسین، عشق لرینز داغ اولسین

یئنی ایلز،گونز،یئدی سینز موبارک اولسین

خـودايمیز سیز دان محبّتـينئ، آلـمه سین

تامامیز،اوٌره ي يـمئـز، مـحـبـّتدن، دوْلـسین

ائل نیز شانلی و گلن گونلریز قوتلو اولسین

 

هفت سین ترکی

sin

" برکتلردن یئددی سین قویماق" / "گذاشتن هفت ها ازبرکت ها"


1-یئر برکتی (برکت زمین): قوورغا (گندم برشته یا سمنو و عدس)

2-آغاج برکتی (برکت درخت): آلمایا اییده (سیب یا سنجد)

3- گؤی برکتی (برکت آسمان): قورآن یا آینا (قرآن یا آینه)

4-گؤیرمه برکتی (برکت سرسبزی و رشد):(گؤیرمه سبزی)

5-آل – وئر برکتی (برکت خرید و فروش): ( سیککه سکه)

6-حیئوان برکتی(برکت حیوان): یومورتا (تخم مرغ رنگی)

7-سو برکتی (برکت آب): سو و بالیق (آب و ماهی که انتخاب ماهی قرمز هم در تفکر اسطوره ای ترکان، معنای مبارکی (قوتلولوق) نیز داشته است ). 

ادامه نوشته

عید نوروز می آید

 

عيدنوروز مي آيد

عيدمي آيد تا ما به اصلاح امور روحي خود بپردازيم و همراه با تحول درطبيعت تحول خويش را بسوي احسن الحال رقم بزنيم.

عيد مي آيد تا به مانند طبيعت ماهم جامه كهنه ازتن بركنده و جامه نو برتن كنيم.

عيد مي آيد تا خانه هايمان پراز سخاوت و گشايش و شادي شود و خاطرات شيرين آن تا روزها در ياد اهل خانه بماند.

عيد مي آيد تا زيبايي ديد و بازديد بر همه آشكار و اندوه ازچهره ها زدوده شود.

عيد مي آيدتا محاسبه كنيم كه دريك سال گذشته چكاركرده ايم. خطاهامان را به ياد آوريم و با خود پيمان ببنديم درسال بعد آنها را تكرارنكنيم

عيد مي آيد تا با آمدن بهار ما نيزباغ دلمان را پراز شكوفه هاي محبت كنيم و همراه باران بهاري زنگاركينه و كدورت را از دل بركنده و آشتي را پيشه كنيم.آري.....عيدمي آيد ....عيد مي آيد........

فرا رسيدن عيد نوروز و بهارطبيعت برهمه هموطنان مباركباد. برايتان سالي خوش توام با سلامتي و موفقيت آرزومندم.

یا مقلب

 

یا مقلب،قلب ما دردست توست

یا محول،حال ما سرمست توست

کن تو تدبیری که در لیل و نهار

حال قلب همه ما شود مثل بهار

 

عید شما مبارک

 

عید نوروز ،باز هفت سين ،سرور ماهي و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب ،باز هم شادي عيد
آرزوهاي سپيد، باز ليلاي بهار، باز مجنوني بيد، باز هم رنگين کمان
باز باران بهار، باز گل مست غرور، باز بلبل نغمه خوان ،باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب ،باز آن سوداي ناب ،کور باد چشم حسود ،باز تکرار دعا:
يا مقلب القلوب والابصار يا مدبرليل و النهار، حال ما گردان تو خوب ،راه ما گردان تو راست، بازنوروز سعيد، بازهم سال جديد،بازهم لاله عشق، خنده و بيم و اميــــد،
عید شما مبارک .

شاعر: سرکار خانم زهرا بداغ آبادی

آهای چارشنبه سوری!

 

رسیدی و پر از شادی و شوری آهای چارشنبه سوری!
شنیدم با جوانان جفت و جوری آهای چارشنبه سوری!
بساط « سرخی تــو، زردی من » سر هر کوی و   برزن
تو هم چون مردمــان غرق سروری آهای چارشنبه سوری!
مش مشدی توی چادر دیدنی شد پی قاشق زنی شد
که باشد استتار اینجا ضروری! آهای چارشنبه سوری!
یکی از جیغ و داد اهل کوچه کند فریاد  دندان قروچه
بگوید: داد از این حد بی شعوری! آهای چارشنبه سوری!
براعصــــــابش زند یکریز تقّه هیاهــــــــوی ترق تروق ترقّه
نداردبیش ازاین تابو تحمل صبــوری آهای چارشنبه سوری!
مقصــر من نمی گویم تـو هستی ولی بدتراز بمب دستی
چه چشمانی که شد محکوم کوری آهای چارشنبه سوری!
امید است اینکه با شادی معقول همه خوشحال و شنگول
کنیم از شیوه ی این عده دوری آ های چارشنبه سوری!

یانشاق و یالانچی مرگان(مرگان دروغگو و  پرحرف )

 دروغگو

نویسنده : شیروانلی

بیری بار ایدی، بیری یوخ ایدی، الله دان باشقا کیمسه یوخ ایدی و بیر یالانچی و یانشاق مرگان بارایدی. بیر گون یانشاق مرگان و دوستو شکار ائتمک ایچین داغا چیخدیلار و یانشاق مرگان یانشاماغا و یالان دئمه گه بالاشلادی:"من چوخدان مرگان اولمیشام، اما گئنه ده شکار ائیه من، من بیر تیر ایله ایکی کئیی نی وورامان ..." و هر زمان دوستو ایسته دی دانیشسین، یانشاق مرگان دئدی: "منیم سؤزوم هله بیتمه یب".

(یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود و یک مرگان* دروغگو و پر حرف بود. یک روز مرگان دروغگو و پرحرف با دوستش برای شکار به کوه رفتند و در عین بالا رفتن از کوه مرگان پر حرف شروع به حرف و کاف زدن کرد: "من با یک تیر دو آهو را می زنم، من با اینکه مرگان شدم باز هم شکار می کنم و ..." و هر وقت دوست مرگان خواست حرفی بزند، مرگان پر حرف گفت حرف من هنوز تمام نشده است و باز هم حرف ...)

یانشاق و یالانچی مرگان دوستو ایله بیر بولاغ اوستونه چاتدیلار و یانشاق اوزاندی و سو ایچمه گه باشلادی و دوستو گه زه ک ائدیب و تا ایسته دی دانیشسین، یانشاق مرگان اوچ کره آیاغینی ترپتدی و سونرا دا توردو دئدی"منیم سؤزوم هله بیت مه ییب و گئنه دانیشدی ...

(مرگان پر حرف و دوستش رسیدن به روی یک چشمه و مرگان کنار چشمه دراز کشید و شروع کرد به آب خوردند. دوست مرگان از فرصت استفاده نمود و تا خواست چیزی بگوید، مرگان پر حرف سه بار پایش را تکان داد و بلند شد و به دوستش گفت: "هنوز حرف من تمام نشده است" و باز هم کاف و دروغ ...)

یانشاق و یالانچی مرگانین دوستو، اؤزو – اؤزونه دئدی: "یالانچی نین یالانلاری بیتمز و یانشاغین سؤزو".

 (دوست مرگان پرحرف به خودش گفت: "دروغ های دروغگو و حرف های پرحرف تمام نخواهد شد".)

*در خراسان مرگان به کسی می گویند که بیش از هزار شکار کرده باشد و مرگان باید سلاح خود را دفن نماید. 

دروغگو

مراسم و آئينهای التقاطی

مراسم و آئينهاي التقاطي چهارشنبه سوري، نوروز، هفت سين، سيزده بدر و يلدا

 آئينهايي كه در اين نوشته به طور خلاصه بررسي و تقديم شده اند همه التقاطي اند و در ظهور و تطور آنها فرهنگها و تمدنها و گروههاي ملي و ائتنيكي متعدد منطقه ازعيلامي- ايلامي و بين النهري و سومري و فنيقي و مصر باستان و مديترانه اي و خاورميانه اي و آسياي ميانه اي و قفقازي و ... منسوب به گروهاي زباني مختلف زاگروكاسپين و سامي و توركي و ايرانيك و اروپائي و ... با اعتقادات و باورها و اديان و مذاهب گوناگون بدرجات مختلف نقش داشته و سهيم بوده اند.

 انكاراين واقعيت و انتساب اين آئينهاي آميزه گرايانه و فراملي منحصرا به زرتشتيان و پارسيها و ايرانيك زبانها و به ويژه به ملت ايران و آريائيها و منحصر و مترادف نمودن آنها با هويت ايراني- هويت ملي-ائتنيك و نژادي كه هرگز وجود خارجي نداشته و ندارند.رفتاري به غايت سخيف و ناشايست و فوق العاده بدوي است.

اين آئينهاي التقاطي ميراث معنوي بسياري از ملل، تمدنها، فرهنگها و اديان و مذاهب منطقه اند و اين مقاله نيز در صدد آن نيست كه اثبات كند، كدام يك از اينها سهم كمتر و كدام يك سهم بيشتري در پيدايش و تكامل آنها داشته اند.  بويژه اين مقاله منكر سهم هويت ملي ايراني در تشكل آئينهاي مذكور نمي باشد. چيزي كه اصلا وجود خارجي ندارد چگونه مي تواند در پيدايش امري سهيم باشد؟

ادامه نوشته

دیل آچماف (شکــــفتن)

 

(تورکی خراسانی با لهجه بجنورد)

بوگین ده گولرین یئنی زب زبون  آچماغئ دیر

بو چئل ده دریا چوخراغ یئنی دیل آچماغئ دیر

گلین یام یاشیل کروان ایله گول نن یولداش اوله ی

تور، گوزللیک گئورمه سئنینگ دیل آچماغئ دیر

( امــروز روز تازه ی گـلها شکفتن است

در این کــویـر، وسعت دریا شکفتن است

با کاروان سبـزه و گـــل هــمســفر شویم

برخیز، فصل رویش و زیبا شکفتن است)

 

 گولینگ ان گوزللیک نغمه سئ یازدیر

 یئردن تا اولکره چان زب زبون آچماغئ دیر

بیرعومور سٶزسیز زب زبون لالی اوتور دی

بو دردین علاجئ زب زبون دیل آچماغئ دیر

 (زیباترین ســرود گـــل انــدیشه ی بـــهـار

از خــاک تــا  بــه  اوج   ثریا شکفتن است

یک عمر غنچه غنچه نشـستیم در سکوت

ایـن درد را علاج ،  فقط بــا شکفتن است)

 

یازیولدن یئدئش ملئدی آی سئوملی عزیز

بیر یکه گام، تا زب زبون آچماغه چان قالیب دیر

(دارد بهار می رسد از راه ، ای عــزیـــز

یک گــام سبز فرصــتمان تا شکفتن است).

۲۷/۱۲/۱۳۹۰

 

ديوان لغات ترك محمود كاشغري

 

ديوان لغات ترك محمود كاشغري در كتابخانه ملي- فاتح استانبول در تركيه

 نویسنده : مئهران باهارلي

 يونسكو بدنبال اعلام سال ٢٠٠٧ به نام سال عارف نامي مولانا جلال الدين رومي (اصلا از تركان خراسان)، سال ٢٠٠٨ را نيز – به پيشنهاد وزارت فرهنگ تركيه- به ‌نام زبانشناس مشهور تورك و مولف ديوان لغات الترك، ‌محمود كاشغري (اصلا ازتوركان اويغورستان- تركستان شرقي) نام‌گذاري كرده است. محمود كاشغري و اثرش ديوان لغات الترك را بنيانگذار توركولوژي و يا علم توركي شناسي ناميده اند.

ادامه نوشته

دوران های زبان ترکی

 سنگ نبشته اورخون

سنگ نبشته‌هاي اورخون

دوران های زبان ترکی

به طور كلي درباره‌ي زبان تركي بايد گفت كه اين زبان ازگروه‌هاي زبانهاي آلتايي (به معني آلتين داغلاري= كوه‌هاي طلايي) است. زبان‌هاي آلتايي عبارتند از: تركي- مغولي- تونقوري قديمي‌ترين آثار زبان آلتايي در تونقور موجود است. بعد ازآن مغولي و پس تركي تشكيل شد. تركي ادبي از سده‌ي هشتم ميلادي با سنگ نبشته‌هاي اورخون آغاز شده است.

 مراحل مختلف زبان تركي به اين ترتيب است:

1. دوران آلتايي (با مغولي مشترك بود)

2. دوران پروتوو تورك

3. دوران تركي اوليه (ازقبل ازميلاد تا تأسيس دولت گوگ تورك)

4. تركي قديم (از سده‌ي ششم تا سده‌ي دهم ميلادي)

5. تركي ميانه (سده‌ي دهم تا سده‌ي شانزدهم)

6. تركي جديد از سده‌ي 16 تا زمان حاضر.

منبع: ايران توركولوژيسي.

 

 

الله- الله دئین

شاه اسماعییل 

شاعر: شاه اسماعیل صفوی

برگردان ازالفبای لاتین به الفبای عربی : شیروانلی

 الله- الله دئین، قاضی لر،

قاضی لر دئین، شاه منم.

قارشو گلین، سجده قیلین.

قاضی لر دئین، شاه منم.


اوچماقدا توتی قوشویام،

آغیر لشکر ار باشی یام،

من صوفی لر یولداشی یام،

قاضی لر دئین، شاه منم.


نه یئرده اکیرسن بیته رم،

خاندا چاغیرسان یئته رم،

صوفی لرالین توتارام،

قاضی لر دئین، شاه منم

جشن سال نو بهاری ( نوروز ) میراث ملل   

nooroz

جشن سال نو بهاری ( نوروز ) میراث ملل   

نویسنده : حسن راشدی : ۲۴ اسفند ۱۳۹۰

بنا به پیشنهاد بنا به پیشنهادجمهوری آدربایجان  [۱] مجمع عمومی سازمان ملل درنشست ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ ( ۴ اسفند ۱۳۸۸)  ۲۱ مارس رابه‌عنوان روز جهانی عید نوروز، به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را در کشورهای بالکان ، اطراف دریای سیاه ، قفقاز ، خاورمیانه ، آسیای میانه و …جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

گرچه بعضیها اجرای مراسم روز نو بهاری و یا نوروز را به پارسیان نسبت می دهند ولی این جشن  سابقه بسیاری طولانی تر از آن دارد که بعضی ها آنرا به سلاطین ساسانی پارسیان و یا حتی هخامنشیان نسبت دهند .

ادامه نوشته

سفره هفت سین ترکهای خراسان

 haft sin

اززمان های قدیم، درمیان ترکهای خراسان ایران رسم بوده است که همانند دیگرترکان و اقوام ایران و ملل درایام نوروز(اوغوز) هفت عدد(یئدی سانئ !) ازبرکت های جهان آفرینش راجمع می کردندتا هم فرصتی باشدکه ازآفریدگارجهان تشکری به عمل آید و هم آنها را به نمایندگی ازتمام نعمت هایی که خدا "تانری"به مردم بخشیده است، باخود ازسال قبل به سال جدید(یئنی ایل) منتقل کنند. عدد هفت(یئدی) هم دراین میان نشانه ی کثرت بوده است. حال،چون هفت برکت را با خود می بردندآنها را درون سفره ای می گذاشتند و آنرا" برکتلردن یئددی سین قویماق" بمعنای "گذاشتن هفت ها ازبرکت ها" می نامیدند. هیچ وقت"سین" بمعنای هفت تا ازنعمت هایی که با حرف"س" شروع می شونددر فولکور شفاهی آنهانبوده است. هم اکنون نیز ترکها نوروز را، صرف نظر از ریشه آن، که متعلق به همه ملتهایی است که به آن اعتقاد داشته و آنرا جشن می گیرند این مرسم بجای می آورند. این هفت تا ازبرکتها عبارت بوده و هستند از:

سفره یئدی سین / سفره ی هفت سین ترکهای خراسان  


1-یئر برکتی (برکت زمین): قوورغا (گندم برشته یا سمنو و عدس)

2-آغاج برکتی (برکت درخت): آلما یا اییده (سیب یا سنجد)

3- گؤی برکتی (برکت آسمان): قورآن یا آینا (قرآن یا آینه)

4-گؤیرمه برکتی (برکت سرسبزی و رشد):(گؤیرمه سبزی)

5-آل – وئر برکتی (برکت خرید و فروش): ( سیککه سکه)

6-حیئوان برکتی(برکت حیوان): یومورتا (تخم مرغ رنگی)

7-سو برکتی (برکت آب): سو و بالیق (آب و ماهی که انتخاب ماهی قرمز هم در تفکر اسطوره ای ترکان، معنای مبارکی (قوتلولوق) نیز داشته است ). 

نوروز میراث گرانبهای ملل

 nooroz

نویسنده : آتیلا 

توضیح : مطالب این پست ازبخش نظرات پست مشخصات كلمات تركي دخيل در زبان فارسي  به قلم جناب "آتیلا" انتخاب شده است امید در کشف حقایق آداب و رسوم نوروز میراث ترکان ، آخر چارشنبه و عمو نوروز و  نام گذاری ایام هفته روز ، نام ماه ها و سال و ... مفید و راه گشا باشد.

چکیده : در قدیمترین آثار مکتوب ریشه نوروز به سومرها بر می گردد، و بعدا در آثار بابلی که میراث دار سومران بودند ذکر میشود، و در منابع چینی مربوط به ۳۰۰ قبل از میلاد،رایج بودن آن در بین ترکهای هون ذکر میشود. این احتمال است که سومرها نوروز را از ترکهای باستان گرفته بودند. این حقیقت که آذربایجان، سرزمین اولیه نژاد ترک میباشد و ترکهای آسیای میانه در حدود ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد از آذربایجان کوچ کرده بودند لذا منشا و مبدا نوروز در آذربایجان میباشد.

ابوریحان بیرونی با آن که درآثارالباقیه ،جشن نوروز را به جمشید منسوب می کند اما یادآور می شود که : «آن روز که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

ادامه نوشته

مشخصات كلمات تركي دخيل در زبان فارسي

مشخصات كلمات تركي دخيل در زبان فارسي

Fars dilində Türk sözləri

نویسنده : تبريز- حسن اوموداوغلو 

بعد از زبان عربي، زباني كه بيشترين تأثير را در زباني فارسي گذاشته است. زبان تركي است، اين تأثير هم از لحاظ فونتيكي و هم از لحاظ لغوي بوده است.

ادامه نوشته

آخرچارشنبه موبارک اولسون

چهارشنبه سوری

 

سوزون بو اود چرشنبه بایراموز مبارک

گلین آخر چارشنبه آخشامئ پیس فئکرلشلیغیمیزی ایله دوشمن لریمیز اوددا یاخه ی. سئوگیلیغی اوددان آله ی. بیربیرنن آل آله بئره ی اودینگ اوستن نن کئچه ی.

بیایید درغروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم و کینه ها را بسوزانیم و زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را ازآتش آخرچارشنبه بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم. دست در دست هم دهیم تا باهم از روی اتش بپریم.

پیشا پیش عید و سالی پر بار و برکتی را برایتان آرزومندیم. 

رسیدی و پر از شادی و شوری آهای چارشنبه سوری!
شنیدم با جوانان جفت و جوری آهای چارشنبه سوری!
بساط «سرخی تــو، زردی من» سر هر کوی وبرزن
تو هم چون مردمــان غرق سروری آهای چارشنبه سوری!
مش اصغر توی چادر دیدنی شد پی قاشق زنی شد
که باشد استتار اینجا ضروری! آهای چارشنبه سوری!
یکی از جیغ و داد اهل کوچه کند دندان قروچه
بگوید: داد از این حد بی شعوری! آهای چارشنبه سوری!
بر اعصــــــابش زند یکریز تقّه هیاهــــــــوی ترقّه
ندارد بیش از این تاب صبــوری آهای چارشنبه سوری!
مقصــر من نمی گویم تـو هستی ولی از بمب دستی
چه چشمانی که شد محکوم کوری آهای چارشنبه سوری!
امید است اینکه با شادی معقول همه خوشحال و شنگول
کنیم از شیوه ی اینعده دوری آ های چارشنبه سوری!

ادامه نوشته

لغات تقويم ترکی

 

tagvim

توركلرده تقويم، زامان و آسترونوميا تئرمين لري

Türklərdə təqvim, zaman və Astronomia terminləri

یازان و آختاريشلار: حسن اومود اوغلو تبريز ـ 15 /6 /1387

 توضیح : دراین پست لغات و اصطلاحات تقویم ترکی و زمان باترجمه فارسی آورده ایم امید است مورد استفاده قرار گیرد 

ادامه نوشته

ترک فارسی گویم

ترک فارسی گویم

وقتی به دنیا می آیم، توركم
وقتی سه ساله می شوم، توركم
وقتی تلویزیون می بینم، فارسم
وقتی مدرسه میروم، فارسم
وقتی كتاب میخوانم، فارسم
وقتی روزنامه میخوانم، فارسم
وقتی دانشگاه میروم، فارسم
وقتی درجلسه ای حرف میزنم، فارسم
وقتی نامه ای مینویسم، فارسم
وقتی جایی سخنرانی می كنم، فارسم
وقتی می میرم، سنگ قبرم را فارسی مینویسند.

اما تو دنیا كه می آیی، فارسی
كتاب، روزنامه، مدرسه، دانشگاه،اداره .....، فارسی

اما من
اگربخواهم دوكلمه به زبان مادری ام بنویسم،
به من میگویی : پان تورك و ......!!!؟

تقویم دوازده حیوانی ترکی

tagvim

 تقویم دوازده حیوانی ترکی

توضیح : یکی دیگر ازهدیه های تورکان اویغور به مردم ایران، تقویم تورکی اویغوری است. در تاریخ اسلامی این تقویم به نام‌های تاریخ ترک، تاریخ ترکستان، تاریخ ختن، اویغور و یا تاریخ ترکان مشهور است. سالهای تقویم دوازده حیوان تورکی با نامهای دیگر بکار برده شده توسط اقوام مختلف تورک در داخل پارانتز چنین است:

 ١- سیچان، ٢- سیغیر (اود، اؤکوز)، ٣- بارس (قاپلان، بؤری)، ٤- دووشان، ٥- لوی (کلته، بالیق)، ٦- ایلان، ٧- یونت (آت، ایلخی)، ٨- قویون (تکه)، ٩- پیچین، ١٠- تووق (قوش)، ١١- ایت، ١٢- دونگوز.

 تقویم ترکی- اویغوری در همه اسناد و فرمانهای شاهان تورک حاکم بر ایران تا ربع اول قرن بیستم مورد استفاده قرار گرفته است. پس از کودتای استعماری رضاخان، تقویم تورکی دوازده حیوانی، متروک و تقویم خورشیدی ترکی نیز با نام ماههای جدیدی که معلوم نیست برچه اساسی نامگذاری شده است درایران رسمیت یافت.

یازان: عادل شاهوئردی 

سیدجلال الدین تهرانی چاغداش منجّم و محقّق، 12 حئیوانلی تقویمی «تقویم ترکی غازانیه » آدلاندیریر و  قازان خانین  ایراندا سلطنته یئتیشدییی ایلدن بری بو  تقویمین ایران خالقلاری آراسیندا رایج اولدوغونو وورغولاییر.

ادامه نوشته

تقويم فولکوریک تركان

مقدمه : درتقويم فولکوریک تركی عدد شش و يا مضربي از آن كاربرد وسيعي دارد. دراین تقويم براي هر دوازده ماه سال نام يك حيوان اطلاق شده است. ازآنجا كه ترتيب و تقدم و تأخر اين12 حيوان از هزاران سال پيش شروع شده، هرگز مقدم و مؤخر واقع نمي شوند و ترتيب خود را ازدست نمي دهند.

 اسامی حیوانات مزبور بدین قرار بوده است:  1- سيچقان، سيچان ( موش) / 2- اوْد، اؤكوز (گاونر)/  3- پارس، بارس(يوزپلنگ) / 4 - توشقان، دوْوشان ( خرگوش) /  5 - ناك، ناققا ( نهنگ)6 -ييلان، ايلان(مار) / 7- يوند، آت ( اسب) / 8 - قوْي، قوْيون ( گوسفند) / 9- بيجين، پيچي (گربه، حمدونه) / 10- تخاقوي، توْيوق ( مرغ) / 11- ايت (سگ) / 12- قوْنقوز، دوْغوز ( خوك) .

ادامه نوشته

یئنی ایل بایرامی

byram

یئنی ایل بایرامی ، باهار بایرامی کیملردن قالمادیر ؟

یازان : ح . راشدی (۲۸ اسفند۱۳۸۷)

بعضی لری، یئنی ایل بایرامینی یعنی باهار بایرامینی و یا "نوروز " آدلانان بایرامی فارسلارا عاید بیلیر و یا تصور ائدیرلر !

 

ادامه نوشته

منشاء برخی ترکیبهای عجیب  

نویسنده : ناصرمنظوری

مقدمه :دراین­ پست به پاره­ای از اصطلاح­ها و ترکیب­های موجود در زبان فارسی اشاره می­شود، برای مثال: یکشنبه، دوشنبه، .. دوقولو، سه قولو، یکی از قولوها، ... سنگ صبور، هفت­سین، شیرآب... یا سؤال­هایی از قبیل: چرا «چهارباغ» وجود دارد ولی «سه­باغ»، و «پنج باغ» وجود ندارند؟ گاوخونی یعنی چه؟ ...  توضیحاتی بنابرنیاز بحث در مورد واژه­ها و ترکیب­هایی داده خواهد شد که در زبان­ها پیدا می­شوند ولی خود آن زبان­ها قادر به توضیح و توجیه ان ترکیب­ها نیستند. 

ادامه نوشته

چارشنبه سوری فولکوریک میراث ملی ترکان

 مقدمه : هرملتی برای خود دارای فرهنگ و تمدن خاصی میباشد که این فرهنگ از ویژگیهای اصلی آن ملت محسوب میشود، ما ترکان ایران نیز دارای فرهنگ، آداب و رسوم مخصوص خودمان می باشیم که باید قدر آنرا بدانیم. زبان، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم ما جزو اساسی ترین سرمایه های ملی مان می باشند که برای فرد- فردمان ضروری و لازم است. از این سرمایه های ملی که درحقیقت زندگی همه ما بنوعی به اینها وابسته است، نگهداری نماییم و ارزش آنها را بدانیم.

ادامه نوشته

یئدی سین فولکوریک میراث ملی تورکان

hafsin

مقدمه : عید نوروز یکی ازیادگارهای ماندگار فرهنگ و تمدن ایران بشمار میرود که این فرهنگ و آداب و رسوم متعالی با گذر زمان در میان دیگر مردمان و ملتها نیز رایج گشته است بطوری که به مرور زمان از سرزمین ایران فراگیر گردیده است.

ادامه نوشته

هفت سین فقرا

 

شاعر:جعفری زاویه

دوستان گویند عید  آمد زمستان گشت  طِی

بر من مسکین چه  فرقی بین فروردین و دِی

عید  باشد بهر  آنی که  وِرا  جیب  است   پُر

هَر خَزانی  یک  خَزان  دارد برای من  ز  پِی

گر  ببینی  سفره هایِ  هفت  سین  آن  گروه

سکّه شان باشد طلا و سرکه شان باشد ز مِی

هفت   سین   ما   فقیران  نیز   باشد  دیدنی

سوزِ  آه  سینه ها  و  سرخوشی  از  سوز  نِی

سفره ای خالی؛ سرشک دیده و  سرمای عید

هفت سینی بهتر از  این چشم دنیا دیده کِی؟

ادامه نوشته

خدايا گلدي بايرا م نئيليه يم من ؟

شاعر: علیرضا رضایی

اليم بوش دور منيم چوخ دور خيا ليم

پيس اولد و وضع ماليم ،هم دَ ه حا ليم

غميم د ن آغلا يير نازلي عيا ليم

اوشاقلار دا يوخو شا م نئيله ييم من ؟

                                         خدايا گلدي بايرا م نئيليه يم من ؟

ادامه نوشته

چشمان عاشقت مرا تا خدا کشاند

ta

 

سوزعشق تو، آتشی درجان ما گذاشت                                     

                                                  شعله اش سر به آستان جانا گذاشت

چشمان عاشقت مرا تا خدا کشاند

                                               قانون سخت جاذبـه را ,  زیر پـاگذاشت

 پل زد کمان ابروی تو بر پل صراط

                                              در بستر دریا دل آرام یاد خدا  گذاشت 

دریا که دل تو ، ملوان که چشم تو                                              

                                              در کشتی چه خوب خدا، ناخدا گذاشت.

سوز دل

soz 

شاعر: سرکار خانم زهرا بداغ آبادی

فارسی:

دیشب آمده بودم
به میخانه تا تمنایت کنم
ساقیا می و مستی نمی خواستم
می خواستم تماشایت کنم .
دیشب , آتـــــــش دیرینه ای
در سینه ام بر پا بود
آری دیشب غوغا بود، غوغا بود .
اتش عشقم , ناز نگاهت
می سوزاند، می رویاند و می افشاند
ســــــوز دلم را.

 جاغاتایی لهجه سینده:

دئننگ گچه گلبدردئم میخانیئه تا سنه آروز ادئم ..
ساقیا . مستلئق و می ائستمیئدم ..
استیدئم سنه گئرئم .
دیننگ گچه قدیئمه اوت یئرگمنده ائوتالوبدوردو .
دیننگ گچه غوغئی دئه غوغئی ..
عشقئمی اوتو و سنی ناز باخدوخئقی .
یاندوردو ..چوخاردو وسئپده منئی یئرگمی اوتونو ...

آذربایجان لهجه سینه ده

میخانییه، ایستییَم سنی
ساقیا چاخیرلا اویماق ایستَمیردیم
ایستییردیم تماشا ائدم سنی .
کِچَن گِجه ،اسکی بیر اُود
دُشومده ائیدی
هن کچن گجه هارای ایئدی، هارای .
عشقیمین اُودی، ناز باخیشو وی (باخیشیقیوی - baxshigivi )
یاندیرار، بیتیرَر، سَپَر( Ynderar - bitirar - Sapar )
کونلومون اُدون
 .

آری (زامیر) چاخماق خاطره سی (خاطره نیش زنبور)

zamry

 آری(زامیر) چاخماق خاطره سی  (خاطره نیش زنبور)

میزاننگ بیرنجی گینئ دی. مدرسه‌لر تزه آچيلودو. من عؤمروم ده ايلکئ گینئ دی کئ  مدرسه‌يه گئتدمیش ائدودئم. مدرسه نینگ حوالسین دا كيف اليمدا دورومیش ائدودئم. مدرسه‌نينگ حوالسی چوخ شولوغ ائدی، چاغالارين سسی ایزاقدان‌ائشيدمیش لردی. منیم یولداشیم ، ایزاقدان دورودئ منه باخردئ. 

(روز اول ماه مهربود. مدرسه ها تازه بازشده بودند. من اولین بار در عمرم بود که به مدرسه رفته بودم. با کبفی در دست درحیاط مدرسه ایستاده بودم . حیاط مدرسه خیلی شلوغ بود. سر و صدای بچه ها از دور شنیده می شد. دوستم،  ازدور مرا تماشا می کرد. )

بيردن بير آری( زامیر) قولاغيمئ چاخدی. باشلاديم، ییغلاماغا. یولداشیم، منيم ییغلاماغیمی ائشيدتانجا، منیم یانیما گلدئ . مندن سوروش دو: نه مه اولوبدو؟! من بيراليم قولاغيمداقویدیم، ییغلاماغیمی كسدیم اونا دئیدئم: دئيه‌سن قولاغيمی آری( زامیر) چاخیبدی. او بيرآز فيكيرله‌شيردی. سونرا سئوينج ايله منه دئيدی: گئدینگ آغا ناظيمه دئیینگ!

(یکباره زنبوری گوشم را نیش زد. شروع به گریه کردم. دوستم باشنیدن صدای گریه ام بطرف من آمد. ازمن پرسید: چه شده است؟ من درحالی که یک دستم را در روی گوشم گذاشته بودم گریه را قطع کرده و به او گفتم : انگار زنبورگوشم را گزید. او کمی به فکر فرو رفته و سپس رو به من کرد و گفت: برو به آقا ناظم بگو! )

باخدئم، آغا ناظيم اليندا بيرتاختا خط كش باردی، مدرسه‌نينگ قاپی‌سينينگ قارشيسيندا دوروبدی. گئدئم و آغا ناظيمه دئييدئم: آغا! اجازه! قولاغيمی آری (زامیر) چاخیبدی!

(دیدم آقا ناظم با خط کشی در دست روبروی در مدرسه به دیوار لم داده است. پیش رفته و با صدای لرزان گفتم:آقا اجازه! گوشم را زنبور گزید!)

آغا ناظيم گیله- گیله، بوالينده كی خط كشی او بيريسی الينه وورا- وورا منه دئييب: گئتد اونو توت گتير تا اونو ادب ائدئم!.

(آقا ناظم خنده کنان درحالی که خط کش را ازاین دستش به آن دستش می زد گفت: برو زنبورا بگیر بیار تا ادبش کنم!)

سونرا من مدرسه نیگ حوالیسیدا ، آریینگ (زامیرینگ) دالیسیندا چاپردئم، تا اونو توتیم! بیرواخت باخدیم کی منیم یولداشیم ایله آغا معلیم منه قاه قاه گیلیانلان!!!

(پس ازآن من درحیاط مدرسه بدنبال زنبور می دویدم تا او را بگیرم! یک دفعه چشمم به دوست و آقا ناظم افتادکه قاه قاه به کار من می خندیدند!!!!).