کلمات زیبا

 

The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

The best cosmetic for lips is truth

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

ادامه نوشته

سلام بر رمضان

ramazan

اروجلوق آیینین یئتیشمسین تامام یولداشلارا تبریک دیررم

اللهدان هاموزا صاحات بدن آرزیلیرام

رمضان شهر عشق و عرفان

رمضان بحر فیض و احسان 

رمضان، ماه عترت و قرآن 

گاه تجدید عهد و پیمان

سلام بر رمضان

 ۳۱/۰۴/۱۳۹۱

 

تویوق...

تویوق

نئچه واختدیر, دولار ایله قیزیل, تویوق اولماق حسرتینده قالیب لار! ایندی, اؤلکه میزده هر نه یین ده یرین تویوقون ده یر ایله اؤلچوب بیچیرلر! خبرلرین ان باشیندا تویوقون قیمتینین اوجوزلاشما یوخسا باهالاشماسینی دئییرلر. میللت گونده لیک لر ده, اینترنت ده یوخسا رادیو-تلویزیون دا فقط تویوقون خبرلرینی گؤزله ییرلر.

تویوق

داها هئچ کیمی تاپا بیلمه سن, گئدیب سیککه ایله قیزیل سیراسیندا دایانسین, ایندی تویوق آلما سیراسیندا دورماغین کیلاسی هر نه دن چوخدور. بیزیم ائوده, تویوق دان هئچ بیر خبر یوخدور, گونوموز اولوب, اوملت, یئرآلما قیزارتماسی, یئرآلمانی سودا بیشیرمک و...! آمان بو تویوق لارین الیندن!! ... آمان!!
یازان: حسین
واحدی

صدای پای رمضان

رمضان، ای ماه خوب خدا، صدای پای تو درکوچه ها پیچید و هزاران پنجره نجیب زمینی ازعطر آسمانیت سرشار شدند. نبض زندگی تندتر تپید و ثانیه ها سرآسیمه به احترام آمدنت یک دقیقه سکوت کردند.

صدای پای آمدنت، عطرعبودیت را با رایحه شب بوهای سحری آشتی داد و کبوتران احساس مأذنه ها را در صمیمیتی ابدی به پرواز وا داشت .

ای ماه خوب خدا، چقدر بی تو ، زندگی یمان سرد است و خون گرم حیات درکالبد خسته یمان جاری نیست! و چقدر بی حضورتو آسمان دلهایمان میل به تیرگی دارد و زنگار آیینه هایمان ، دست نخورده باقی می ماند!

اگرتو همه ساله نیایی، در پرده های هزار توی غبار و غفلتی سترگ،برای همیشه ازیاد ابدیت خواهیم رفت و خزه های فراموشی، رد پای حیاتمان را ازنگاه آسمان، محو خواهد کرد .

ای ماه مهربان! ای مسیح دلهای مرده! ای مژده بخش دیده های افسرده!. دلها و دیدگانمان درمعرض هجوم طوفانهای بنیان کن حرص، حسد، جهل و غرور است، آه!کجایی ای آرامش بخش سپید پس ازطوفان ؟!

ای ماه مهربان! بیا ازکوچه و پس کوچه های حیاتمان بگذر و نگاه عاشقانه ات را چونان باران اساطیری برعمر بی برمان ببار !

بیا و مارا به اصل عاشقانه زیستن بازگردان و دستان مهربان فرشتگان لاهوتی را در دستان خالی از صفایمان، بنشان !

ببین چگونه سیلاب گناه، سیل بند تقوایمان را در هم شکسته است ! بیا و ما را به کوهپایه های ملکوت بران !

ببین که چقدر درکارخود فرو مانده ایم و ازگشودن گره های کوچک دیگران نیزناتوانیم! روزمرگی چنان دربندخویشمان کرده است که آغاز و انجام خود را ازیاد برده ایم و سیاره سرگردان وجودمان جز درمدار بهتی عظیم نمی گردد !

بیا، ما را ازاین گرداب بلعنده سرگیجه و التهاب به درآور و نشانمان ده که درآن سوی این کاینات، چشمی مهربان، نگران لحظه لحظه زندگی ماست و این بوی خوشی که گاه گاهی درمشام جان خسته ما می نشیند و اندوه شیرین آسمانی شدن را درکام تلخ ذایقه زیستنمان می پراکند، رایحه ای ازگلستان همیشه سبزالهی است.

بیا، یک بار دیگر مارا با خودمان ،با فرشتگان و با خدا آشتی ده و پنجره های فرو بسته پرواز را بسمت بالهای خسته یمان بگشا!

ای مهربانترازما به ما ! وقتی تو بیآیی، لیلةالقدرنگاهت، روزهای سیاهمان را روشنی خواهد بخشید. عطرتسبیح، دعا و نماز ازجا نماز وجودمان بال خواهد گشود. قرآن بزرگ، برجاری لحظه های زندگی یمان به تبسمی شیرین،خواهد نشست و بهاری مانا و پایدار ازبرهوت باورمان ، سر برخواهد آورد. ای ماه خوب خدا ، ای رمضان !.

التماس دعا.

تقاضای مرخصی همسر

   

 می گویند در دوران قبل که پاســگاه های ژاندارمری در مناطق مرزی و روستایی و دور از شهرها وجود داشته و اکثرا ماموران مستقر درآنها ازنقاط ديگر برای خدمت منتقل می شدند باید مــدت زيادی را دور ازاقوام و بستگان سپری می کردند کما اینکه سفر و رفت و آمد به سهولت فعلی نبوده شاید بعضی مواقع حتی درطول سال هم امکانی برای مسافرت ماموران به شهر موطن خود پیش نمی آمد و به همين خاطر معدود خانه سازمانی دراختیار فرمانده پاسگاه و برخی ماموران ديگر قرار می گرفت.

     همسر یکی ازفرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان دوراز شهر و بستگان درمنطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندين باراز شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر و مادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند.

  زن که دراین مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و بیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و دیدن خانواده اش بکند، پس دست به کار شده و درکاغذی درخواست کتبی به این شرح می نویسد:

  "جناب ..... فرمانده محترم  ...

     اینجانب .... همسر حضرتعالی که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش ازحد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت. .. برای مسافرت و دیدن پدر و مادر و اقوام موافقت فرمائيد ."

  "با احترام ..... همسر شما"

 و نامه را درپوشه مکاتبات همسرش می گذارد .چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد:

  "سرکار خانم .....

    عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام، با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود ."

    فرمانده ..."

حکایت دم خرس و ...

dom goros

حکایت دم خرس و چرا ما ایرانیان مانند رگبار مسلسل قسم می خوریم؟

در کجای جهان مانند ما ایرانی ها قسم می خورند؟ به خدا به پیر و پیغمبر دروغ نمی گویم ها، به جان مادرم باور کن، به امام رضا قسم دروغ نمی گویم ها، به دست بریده حضرت عباس قسم دروغ نمی گویم ها، به جان مادرم باور کن، به جان بچه هایم دوروغ نمی گویم ها، به جان بچه ها به همین امام رضا قسم این مرغ ها تازه تازه است ...

چرا این همه قسم می خوری آقا؟ بنده باور کردم که مرغ ها کاملا تر و تازه می باشند، اما بوی گند عالم را گرفته است و مرغ ها عینی مرغ های یارانه ای است و دارید با نرخ آزاد می فروشید.

"آقاجون چکار دارای با یارانه ای و مارانه ای، بگیر بزن تو رگ، فردا همین هم گیرت نخواهد آمد و یک خورده بو هم که می بینی بو نیست و موقع آوردن خون لخته شده." (!)

روی چشم و باشد، چند میلیون می زنند به رگ و بنده نیز به رگ خواهم زد.

همسایه ملانصرالدین نیز مثل بقال، مرغ فروش، میوه فروش و ... محله من شما قسم خوار بود و مانند نقل و نبات قسم می خورد. یک روز خرس ملانصرالدین پرید بر بالای دیوار و از روی دیوار رفت تو حیاط همسایه و ملا که بارها بدجنسی همسایه را دیده بود با عجله رفت و درهمسایه قسم خوار را به صدا در آورد.

با در زدن ملا، همسایه قسم خوار خرس را زد زیر پوستین و در را باز نمود.

ملانصرالدین: همین الان خرس ما پرید روی دیوار و وارد حیاط شما شد.

همسایه قسم خوار که متوجه نبود دم خرس از زیر پوستین بیرون زده است، شروع کرد به قسم خوردند: به پیر به پیغمیر به دست بریده حضرت عباس من خرس شما ندیم.

ملانصرالدین: "قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خرس را؟" گفت و به خانه اش بازگشت.

نویسنده : شیروانلی

"التصاقی بودن" زبان تورکی

زبان تورکی از لحاظ ساختار زبانی جز زبان های التصافی و شاخه آلتاییک دنیا شناخته شده است و جز زبان های باقاعده دنیاست . قانونمندی زبان تورکی در حدی است که در کتاب "دایره المعارف آمریکا نا" چاپ 1962 جلد 15 صفحه 307 چنین نوشته است:

  "از زبان های تورکی که درایران رایج است و زبان مادری اغلب مردم خراسان و آذربایجان و قشقایی ها را تشکیل می دهد یک زبان ترکیبی و دارای منظم ترین گرامرهای دنیاست . این زبان یک قسمت اصلی (ریشه) درافعال دارد که پسوندهای زمان و شخص و جمع به آن ریشه به طور منظم و با قاعده اضافه می شود. به این جهت، زبانی فوق العاده صرف پذیر و با قدرت بیان و روشن و دقیق است . "

ادامه نوشته

کشتی با چوخه

چوخه، نوعی پوشاک پشمینه است بدون آستین و بسیار زبر و ضخیم که مردان و جوانان مناطق سرد سیرشمال خراسان درفصول سرد سال برتن می کنند. کشتی پهلوانی چوخه یا به اصطلاح دیگر "کشتی با چوخه" در تمام ایام سال چه در مناسبت های رسمی و غیر رسمی و هرجا که چمن یا خاک نرمی وجود داشته باشد و حتی هنگام جمع آوری محصول در گوشه ای از مزرعه یا به عنوان فراغت، قابل اجرا است .
در شهرهای شمال خراسان همانند اسفراین، قوچان و بجنورد این کشتی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است.

ادامه نوشته

گوزل سن(نگارم)

شاعر : مختومقلی(ترکمن)

 

گون‌ خنجري‌ گوكدن‌ يئره‌ ايننده‌

گونه‌ قارشي‌ دوغان‌ آيي‌، گوزل‌ سن‌!

اوستا جعفر ايشي‌، سنجاب‌ جبه‌سي‌

اصفهاندا قورلان‌ يايي‌، گوزل‌ سن‌!

 (خنجر خورشيد چون آيد فرود از آسمان

چون ماه رخ به رخ خوشید طلوع کرده ای

چون کار اوستا جعفر خز سنجاب قشنگی

چون کمان ساخته اصفهان،قشنگی ای نگارمن)

ادامه نوشته

دئمیرم آنا دوروب باخ

 

دئمیرم آنا دوروب باخ

بالاوون گوزین یاشینا

دئمیرم دایان بیر آنجاق

گور نه لر گلیب باشینا

دئییرم یولداش سفرده

یول آچار اوز یولداشینا !

ادامه نوشته

خوراسانینگ تورک ائل لري (ایلات ترک خراسان)

turk iellar

توضیح : لذت اشعار و دلنوشته های ترکی به ترجمه نکردن آنهاست و بقول استاد مرحوم شهریار بعضی وفتها با ترجمه آنها سطحش و ارزشش پایین می آید و حقیقتا نمی شود ادبیات پر از احساس ترکی را به هیچ زبانی در دنیا ، همانگونه که هست ترجمه کرد. ولی چکیم که نمیتوانیم حضور دوستان فارسی زبان را نادیده بگیریم !!! پس با تمام بضاعت خود این دلنوشته ترجمه کردیم . امید است دوستان تورک به نوع ترجمه خرده نگیرند.

خوراسانینگ تورک ائل لري (ایلات ترکهای خراسان)

من سئويرم خوراسان تورک ائللريني،

اؤيره نيرم اونلارینگ شيرين ديللريني،

بوديل اجداديمينگ حيات سسي دير،

اودلار يوردومونگ اود ائل نفسي دير!،

(دوست دارم ایلات ترک خراسان را

یاد می گیرم زبان شیرین ترکی آنان را

زبانی که یادآورهستی اجدادمن است

گرما و هستی بخش شهر ایل من است)

  27/04/1391

ادامه نوشته

اوّلين شاعر ساتيرانويس در آذربايجان

«ساتيرا» نوعي شعر است كه بيشتر در قرن اخير رايج شده است. هر چند مي توان در ميان آثار شعراي متقدم اشعاري را از اين نوع دانست، با اين حال سابقه ي تاريخي آن زياد نيست.

برخي ساتيرا و طنز را به يك معني مي گيرند، ولي ساتيرا با طنز خالي هم متفاوت است. در طنز، شوخي، مطايبه و لطيفه كه در ادبيات ما سابقه ي طولاني دارد مقصد اصلي ايجاد انبساط خاطر و گاهي روياندن لبخند بر لبان مي باشد و احياناً مطلب حكمت آميزي نيز در لابلاي آن گنجانده مي شود. ولي در ساتيرا واقعيتي تلخ كه اكثراً موضوعي اجتماعي است در قالب طنز بيان مي شود. عده اي ظاهربين به طنز آن بسنده مي كنند و احياناً لبخندي بر لب مي نشانند ولي افراد عميق و باطن گرا به بطن آن توجه مي كنند و همان واقعيت تلخ را مي بينند و اندوهگين مي شوند. اين نوع شعر با هجو نيز متفاوت است، چون در هجو شاعر قصد بدنام كردن كسي را دارد ولي در ساتيرا قصد شاعر برملا كردن چهره ي دوم اشخاص و دادن آگاهي و بينش به مردم است.

ادامه نوشته

نام ترکی درمانهای گیاهی

ککیلی (که کلیک) اوتو درری سی(عاراغی) : عرق آویشن یا کاکوتی، برای رماتیسم و درد اندامها تجویز میشود .

یارپیز گولو درری سی (عاراغی) : عرق گل پونه ، برای هر نوع دل درد به کار میرود .

بوی مادران دررسی( عاراغی) : عرق بومادران برای اسهال مفید است .

سیغیر قویروغو ( هووه جووه ) : ماهور ، از این گیاه که شبیه دم گاو است مرحم برای زخمها درست می کنند .

شیرین بیان : برای زخم معده مفید است .

چله داعی : نوعی علف است که برای درمان شکستگی ها به کار می رود .

نار قابیغی : پوست انار، دمل دندان را باز می کند .

بابانه ک : گل بابونه ، برای رفع درد دل بچه ها مفید است .

جین جیلین : نوعی دانه وحشی است که برای درمان فتق به کار می رود .

ادامه نوشته

لیلی و مجنون مجازی!

دو باره شب شد و من بی قرارم /  "کانکت" کن, زود بیا, درانتظارم

بیا من آمدم پای "مسنجر" / شدم مسحور آوای مسنجر

بیا "هارد" دلت را ما ببینیم / گلی از گنج "هام پیج "ات بچینیم 

بیا" آیکن" نمای بی نشانم / که من جز آدرس "ایمیل"ات ندانم

بیا امشب کمی "آنلاین" باشیم / و تا صبح "سان شاین" باشیم

بیا "..."! بی تو غش کرد/ حتی "هارد دیسک"اش "کراش" کرد

بیا ای عشق "دات کام" عزیزم/ به پای تو "دبیلیو" ها بریزم

مرا در انتظار خویش مگذار /  پا زاندازه آن بیش مگذار

بیا ای حاصل "سرچ" جهانی / بیا اجرا کن آن "فایل" نهانی

 بیا در دل تو را  کم دارم امشب/حدودا 100 "مگی" غم دارم امشب 

اگر آیی دعایت می نمایم / دعا تا بینهایت می نمایم

اگر آیی دعای من همین است / و یا نقل به مضمونش چنین است:

مبادالحظه ای"دی.سی"شوی یار/جدا ازپای آن"پی.سی"شوی یار

مبادا نام ما را پاک سازی /  کاخ آرزو را خاک سازی 

بمان تا جاودان اندردل من / بمان تا حل شودهرمشکل من .

۲۵/۰۴/۱۳۹۱

 کانکت= Connect / مسنجر= Messenger  / هارد= Hard / هام پیج= Home Page

آیکن= Icon / ایمیل= Mail / آنلاین= Online / سان شاین= Sun Shine

هارد دیسک= Hard Disk / کراش= Crash / دات کام= DotCom / فایل= File

 سرچ= Search / دبیلیو =W /  دی.سی= DC / پی.سی= PC  /مکی= M

ظهور فیلسوف، حکیم و دانشمندی با همه فن سر حریف بنام "ارد بزرگ"

ظهورفیلسوف، حکیم و دانشمندی با همه فن سرحریف بنام"ارد بزرگ"

ard


حضرت "ارد بزرگ"(HAKIM OROD BOZORG)

کار اصلی حضرت "ارد بزرگ" ایجاد قاره جدید و تر و تازه ای تحت عنوان "قاره کهن" می باشد و "قاره کهن" حضرت "ارد بزرگ"، کشورهای "قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان، افغانستان، شمال باختری هندوستان (سرزمین کشمیر)، پاکستان، ایران، عراق، ترکیه، سوریه لبنان، قبرس، نیمروزی ترین (جنوبی ترین) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان" را در بر می گیرد.


http://orodirani.blogsky.com/pages/nazariat



قاره کهن حضرت "ارد بزرگ"

ادامه نوشته

یــــالان دنیـــا

 سنین بهـــره ن یئیـن کیم دیر ؟

کیمینکی سن ؟ ییه ن کیم دیر ؟

 سنه دوغـری دئیه ن کــیم دیـر ؟

 یـــالان دنیــــــا ، یــــالان دنیــــا !!!

ســنی فــــــــــــرزانه لــر آتـــدی

قــاپیب، دیــــوانه لـــر تـــــوتــدی

کــیمی آلدی، کــیمی ســاتدی

ســــاتـــان دنیــــــا، آلان دنیـــــا !!!

آتـــــی ازل داغــــا ســــالــدیـــق

یــورولــدوقجا ، دالــی قــــالـدیق

آتـــــی ســـاتدیق اولاغ آلـــــدیق

یه هــــر اولـــدی، پــــــالان دنیـا !!!

ادامه نوشته

معرفی کتاب قیزیل داغلار

قيزيل داغ‌لار منضومه‌اي است با مضمون خاطرات دوران كودكي و نوجواني سراينده، عظيم سرودلير و در برگيرنده‌ي آداب و رسوم، بازي‌ها، مراسم، همبازي‌هاي، و تمام ويژگي‌هاي زندگي آن دوره زادگاه سراينده. منظومه با زبان تركي بومي با مقدّمه‌ي وپانويس فارسي د ر80 صفحه سروده شده. اين كتاب را نشر ني‌نگار مشهد در زمستان ۱۳۸۹چاپ نموده است. لازم به یادآوری است كتاب "تركي حكمت‌لي مثل‌لر" شامل مثل‌هاي برگزيده‌ي تركي با ترجمه و شرح فارسي مثل‌ها در520 صفحه توسط همین نویسنده محترم تاليف و تکمیل و مجوز چاپ دريافت نموده است. اميدواریم به زودي زود تقديم اهل فرهنگ و ادب ترك و فارس زبانان‌ها گردد. برای نویسنده آرزوی موفقیت بیش از پیش از درگاه حضرت دوست مسئلت داریم .

 نمونه اشعار:

قيزيل داغ‌لار سوزه گلين

ياددان‌چيخين گوزه گلين

دِيون گيچَن‌دَن گَلَن‌دَن

قيزيل اينَن دولان داغ‌لار

 

چوخ‌لار گلدي گيچ‌دي سيزدن

شيرين سولار‌ ايچ‌دي سيزدن

بيلينمه‌دي ‌هارا گِئت‌دي

سِرّ‌لري ساخلادان  داغ‌لار.

منبع:

ادبيات عاميانه‌ي مردم تركمن صحرا

ادبيات عاميانه‌ي مردم تركمن صحرا

 ادبيات مكتوب مردم تركمن-كه در«تركمن صحرا»‌ي ايران و «تركمنستان»

 موجوديت يافته‌اند، تقريباً از پانصد سال پيش آغاز مي‌شود و چهره‌هايي

 نظير: وفايي، صيدي، ذليلي، دولتمحمد آزادي، مختومقلي فراغي، كمينه و

جز آن دارد.‌ ولي ادبيات شفاهي يا فولكلور اين مردم كهنسال، غني و

سرشار است و در مدنيت‌هاي ملل هم‌جوار تأثير فراواني به‌جا نهاده است.‌


آنچه دراين باب در زير مي‌آيد، با مراجعه به منابع خارجي فولكلور تركمن‌هاي

 ايران و افت و خيز با يكي دو تن تركمن تنظيم شده است.‌

ادامه نوشته

نظریه پان

 به نام حضرت دوست که هرچه داریم ازاوست و باعرض سلام خدمت دوستان گرامی: برای بی ارزش کردن هر نوع فعالیتی در زمینه فرهنگ و ادبیات زبانهای مادری ازجمله ترکی برچسب های گوناگونی برآنها زده می شود مانند: پان ترک و اراذل و اوباش یا بیگانه و جدایی طلب و تفرقه اندازه و....  طبیعی است که تلاش فرهنگی و هرگونه حرکت دیگر ترکان نیز برای بی ارزش شدن به عقاید منحوس و منسوخی چون پان تورکیسم متهم شود که به حمدوا... ملت قهرمان ترکان ایران ازاین اتهام بی پایه مبرا هستند چرا که در راه اعتلای وطن و کشور اسلامی بیشتر از سایر ساکنین آن رنج و محنت متحمل شده اند و به این راحتی حاضر به از دست دادن سرزمین اسلامی آبا و اجدادی خویش نشده و نخواهند شد .

ادامه نوشته

گفتگوی مشهدی عباد و رستم بیگ !

توضیح : مشهدی عباد عنوان یکی ازبرترین تصنیف های نثر و نظم ترکی است که در صد سال اخیر به کتابت درآمده و متن زیرقسمتی و گوشه ای از این رمان زیبا و آموزنده است که برایتان آورده ام ! ماجرا از این قرار است که پیرمرد بقّالی به نام مشهدی عباد از دختر پانزده ساله ی یکی از اعیان شهر باکو که به علّت اعتیاد سرسام آور به قمار و باخت های پی در پی، ورشکست و بی پول شده است، خواستگاری می کند و او هم به ناچار و به جهت نیاز شدید به پول و پرداخت بدهی اش به طلبکاران، با این وصلت موافقت می کند و ازاین راه به دفعات ازمشهدی عباد پول می ستاند ! در نهایت روزی مشهدی عباد عنوان می کند که می خواهد دختر را " گلناز خانوم " از نزدیک ببیند و رستم بیگ هم موافقت می کند و این تصنیف، روایت خوش و بش اولیّه این دو شخصیّت را شب آنروز درتالار پذیرایی خانه ی بزرگ رستم بیگ بیان می کند ! 

رستم بیگ :

مشهدی عیباد سن بیزه خوش گلیب بیزی شاد ائله دین !

بیـر دئی گـؤروم نه اولدی کی بیزی یـاد ائله دین ؟؟؟!!!

(مشهدی عباد ! به خانه ی ما خوش آمدی و ما را شاد کردی ! بگو ببینم چه شده که یادی از ما کرده ای!!!)

مشهدی عباد :

آی کیشی سن اول ! مـن سنی هامیدان بئتر یاد ائله رم.

سن قیـــزی منه وئـر گینن گـــؤر نئجه سنی شاد ائله رم !!!

(ای مرد ! به مرگ تو قسم، من بیش از همه به یاد تو هستم ! تو دخترت را به من بده ! پس از آن ببین من چگونه تو را شاد خواهم کرد!!!)

رستم بیگ :

بیــــر دئی گـــؤروم سن منـــه جیــــب دولی ایسه پولیلن.

گـــــل سنه من قیــــــز وئره رم نه ایشیــــن واردی ائلیلن

(بگو ببینم تو جیب مرا پر از پول خواهی کرد ؟!!! در این صورت بیا که من به تو دختر را خواهم داد و تو چه کار با حرف مردم داری ؟!!!)

ادامه نوشته

ناسا در تسخیر ایرانیان

nasa

" ناسا در تسخیر ایرانیان"

برخی از رسانه ها "ناسا در تسخیر ایرانیان" تیتر زده بودند و در زیر تیتر "تعجب نکنید ..."، استغفرالله و بر شکاک لعنت و چرا تعجب کنیم؟ اصلا جای تعجب وجود ندارد و دیدم بعضی از رسانه های افغانی به تقلید و یا برای اینکه از ایرانی عقب نمانند نوشته اند: " 37 در صد دانشمندان ناسا افغانی هستند".

ادامه نوشته

تفاوت زبان ترکی خراسانی با آذربایجانی و ترکمنی

تفاوت زبان ترکی خراسانی با آذربایجانی و ترکمنی

مقدمه : زبان ترکی خراسانی نام گونه ای از زبان‌های ترکی است که بیشتر در استان خراسان بزرگ تکلم می گردد. ترکان خراسان، بیشتر در مناطق شمال خراسان بزرگ : بجنورد، شیروان، قوچاق، درگز، کلات و اسفراین و شمال سبزوار و نیشابور، سرولایت و خور و جوین و مشکان و روستاهای اطراف سکونت دارند. اگر تکلم کنندگان اوغوز، ازبک را هم بحساب بیاوریم، محدوده این زبان تا جنوب ازبکستان گسترش می یابد. دراین مقاله "تفاوت زبان تورکی لهجه خوراسانی با لهجه های آذزبایجانی و ترکمنی " بادرنظرگرفتن لهجه اکثریت ارائه شده است.

ادامه نوشته

مقایسه زبان های ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی

مقایسه زبان های ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی

زبانهای تركی آذربایجانی و تركی استانبولی هر دو دارای ريشه اوغوزی هستند.اين دو زبان به همراه تركمنی (زبان مردمی كه در جمهوری تركمنستان و شمالشرق ايران زندگی می كنند) گروه اغوز يا غربی را از خانواده زبانهای تركی (لهجه های آذربایجانی و استابولی و تركمنی و اوزبكی و قزاقی و قرقيزی و ...) تشكيل می دهند.

تفاوتهای كه بين اين دو لهجه به وجود آمده را می توان در قرنهای 13 تا 19 ميلادی دانست.در واقع تفاوتهای بسيار اندكی بين اين دو لهجه وجود دارد تا جايی كه مردم ترك اين سه كشور شعرای نامی آذربايجانی را ازجمله نسيمی و قاضی و برهان الدين و فضولی و ... و داستانهای دده قورقود و كوراغلو را به طور مشترك از آن خود و جزو فرهنگشان می دانند.در بخشهايی از دو كشور اين تفاوتها در قرن نوزدهم به دليل توسعه زبانی و تاثيرپذيری از زبانهای خارجی بيشتر شد.

ادامه نوشته

جذبه عشق

جذبه عشق منی جانب جانانه چکی

عقل نن عشق منی هربیره بیریانه چکی

عقل باش قویسام اگرحاصل اولاراصل مراد

مرغ شهبازکیمی سیرگلستانه چکی

نفس باش قویسام ایدرچون منی رسوای خجل

عاقبت نفسی منی اتش نیرانه چکی

شعراز:  مرحم محبوب زوارم شیروانی

منبع:

برخی کلمات ترکی که با گوج ساخته می شوند

گوج : زور

گوج آلماق : نیرو گرفتن به زور گرفتن

گوج اولماق : زور شدن و غلبه کردن

گوج وئرمک : زور زدن

گوجلو : یر زور ، قوی

گوجلولوک : نیرومندی ، قدرت

گوج سوز : ضعیف

گوج سوزلوک : ناتوانی و ضعف

گوج لندیریجی : نیروبخش

گوجونن : با زور

گوجدن دوشمه ک : از زور افتادن

گوجدن سالماق : تضعیف کردن

گوج لنمک : قوی شدن

گوج له : گوجونه ن ، به زور

گوج گتیرمک : زور آوردن

گوج لشمه ک : قوی شدن

گوجو چاتماق : زورش به کسی یا چیزی رسیدن.

شهر تاریخی بلقیس

شهر تاریخی بلقیس در استان خراسان شمالی و در 2 کیلومتری جنوب اسفراین قرار دارد. زمانی شهر حصار داشت و 20 برج و پشت حصار خندق و به داخل حصار ارک می گفتند. شهر تاریخی بلقیس یادگاری است از دوره صفویان.

نویسنده : شیروانلی

تورکچه یئرلمه (ماهنی) آیرێلێق

یادیما دوشنده آلا گوزلرین

گویده اولدوزلاردان آلام خبرین

نئیله ییم کسیبدیر مندن نظرین

                                آیریلیق، آیریلیق ، آمان آیریلیق

                                هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

آیریلیق دردینی چکمه ین بیلمز

یاردان آیری دوشن گوز یاشین سیلمز

دئییرلر اینتظار خسته سی اولمز

                              آیریلیق، آیریلیق ، آمان آیریلیق

                           هر بیر دردن اولار یامان آیریلیق

ادامه نوشته

خاطره دیکته شب

d

 دیکته شب

گفت: بنویس، پسرکم! بابا آب داد.

و من نوشتم:   بابا آب داد.

-  آن مرد آمد.

مدادم را تراشیدم و نوشتم:   آن مرد آمد.

آرام با خودش زمزمه کرد : آن مرد می آید...

و من بی آن که بپرسم باید بنویسم یا نه، مداد را روی دفترم فشردم و با تمام وجود، نوشتم:  آن مرد می آید

 - آن مرد با اسب آمد.  و نوشتم.

ادامه نوشته

اصول نام‌گذاری و شمارش اعداد در زبان ترکی(2)

ادامه ازپست اصول نام‌گذاری و شمارش اعداد در زبان ترکی(۱)

اعداد ترتیبی: اعداد ترتیبی به اعدادی گفته می شود که به شکل نظم و ترتیب و پشت سرهم بیان شود و غلامت آن " اینجی" یا " اینجی سی"   است.
در زبان ترکی نیز مانند همه زبانها از اعداد ترتیبی استفاده می شود. اگر به انتهای عدد ترکی پیوند چهارگانه «ینجی» ( inci, ıncı,üncü,uncu)  را با توجه به حروف صدادار هجای آخر مطابق قانون هماهنگی اصوات اضافه کنیم ، به عدد ترتیبی تبدیل می شود. مانند: آلتینجی(altıncı)، ایکینجی(ikinci)، دوقوزونچو (doqquzuncu )، اوچونچو(üçüncü)

ادامه نوشته

اصول نام‌گذاری و شمارش اعداد در زبان ترکی(1)

say

اصول نام‌گذاری و شمارش اعداد در زبان ترکی(1)

عدد درزبان ترکی سای( Say) نامیده می شود. شمارش(سایماق) اعداد درزبان ترکی تابع قاعده معینی است و در شمارش ابتدا اعدادبزرگتر و سپس اعدادکوچکتر خوانده و نوشته می شوند. برخلاف زبانهای دیگر همچون فارسی و عربی هیچ استثنایی درآن وجود ندارد و اعداد جا و شکل خود را عوض نمی کنند.

ادامه نوشته