اوشـاقــلار آی اوشـاقـــلار

اوشـاقــلار آی اوشـاقـــلار

گلينـگ تـا بئل باغــلاياگ

اؤزگه ديلي دؤشونده

تـورکـی ديلـی سـاخلاياگ

 

گنجشکه بيز قـوش دئره‌گ

آشنــايـا تـانیـش دئـره‌گ

ابـره بـولـوت سـؤيله ره‌گ

بـارانـا يــاغیـش دئــره‌گ

ادامه نوشته

سون آی(روز عشق)

 

سون آی یك رسم دیرینه است. رسمی اسطوره ای و افسانه وار كه حتی قبل ازظهور اسلام تا به امروز پاس داشته است. گرچه به مرور زمان كم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند كه این رسم را برپا می دارند. همانطور كه از اسمش برمیاید باید ربط كاملی به ماه داشته باشد. معمولا اغلب افسانه ها و اسطوره ها درفرهنگ ما كلا تورك ها و بخصوص آذربایجان به ماه مربوط است. ماه دراسامی، اعیاد، و رسومات ما به طور كامل رخنه كرده و زیبایی افسانه وی به آنها داده است.
سون آی شبی از سال است كه به اصطلاح به آن اعتدال پاییزی گفته میشود. شبی كه روز و شب برابر میشوند و ماه كامل میشود. این شب تقریبا شب آخر تابستان است. البته ممكن است جند روز زودتر یا دیرتر باشد همه اینها بستگی به كامل شدن ماه دارد. اما به هر حال میتوان شب آخر تابستان را سونای نامید كه روز عشق ترکان محسوب میشود.

ادامه نوشته

الينه شدن

کشور ايران کشور کثيرالمله است. از ۷۰۰۰ سال پيش تاکنون ملل و اقوام مختلف با زبانها و فرهنگهاي متنوع در اين کشور پهناور به زندگي در کنار هم ادامه داده و از راه پر پيچ و خم تاريخ ايران گذر کرده­اند.

از زمان پيدايش اوّلين تمدن بشري توسط سومرهاي التصاقي زبان و بومي- ايران, تا رسيدن اولين کوچ از اقوام آريايي تحليلي زبان ازاستپ­هاي جنوب سيبري به اين منطقه در سال ۹۰۰ قبل از ميلاد, و در ادامه کوچ اقوام سکا, ايشغوز, اشکاني, خزر, هون, پچنک, قبچاق, اوغوز و ديگر اقوام ترک در سالهاي قبل و بعد از ميلاد مسيح به اين سرزمين و تشکيل کشور کثيرالمله­اي که آنرا ايران مي­ناميم, اين سرزمين همواره پهنه زندگي و رشد و توسعه زبانها و فرهنگهاي متفاوت بوده است!

علاوه برکتيبه­هايي که به زبانهاي سومري, ايلامي, اورارتويي و ماننايي نوشته شده است, نوشته شدن کتيبة بيستون کرمانشاه به سه زبان بابلي, توراني (ايلامي) و فرس, در دورة هخامنشيان, و آثار بيشمار باقي مانده از سه زبان عربي, ترکي و فارسي دري پس از شروع حاکميت اسلام در ايران تا پايان دورة قاجاريه, نشان از موجوديت و زندگي زبانهاي ملل و اقوام ايراني در کنار هم در طول تاريخ هفت هزار ساله در ايران دارد.

ادامه نوشته

نمونه کلمات ترکی در فارسی(2 )

 * قایق : واژه ای ترکی از ریشه قالماق ( ایستادن ) که به واسطه بر روی آب ایستادن وسیله ( قایق ) بر روی آب به آن قایق گفته می شود . دیوان لغات الترک ص . 513

 * هوش(Hoş): واژه ای پروتوترکی که در زبان سوُمری به معنی خطرناک شده است . فرهنگ تاریخی تطبیقی زبانهای اورال آلتاییک ص . 180

 *  آتش : واژه ای ترکی به معنی انداختن و با تلفظ صحیح آتیش Atış که به همان صورت وارد فارسی شده است و در میدان جنگ نیز فرمان شروع جنگ با همین واژه شروع می شود . دیوان لغات الترک ص . 108

 * قالا ( قلعه ) : واژه ای ترکی از ریشه قالاماق ( رویه هم نهادن ) که کلمه کلات هم صورت دیگری از آن می باشد . این وازه با قلعه که در عربی به معنی کندن است فرق دارد .

 *یساووُل : کلمه ای ترکی بوده و در اصل به معنی مرد مجری قانون که براساس دستور زبان ترکی شکل گرفته است . یساووُل مرکب از دو واژه « یاسا » به معنی قانون با ریشه ترکی مغولی و « قوُل ® ووُل » به معنی همراهی کننده ، مجری . شبیه این نوع اسم در واژه قراووُل ( همراهی کننده ها ) نیز دیده می شود . قراوول « قارا ® سیاه ، که در ترکی به مفهوم بزرگ و عظیم است » و « قوول ® همراهی کننده » . دیل دنیز ص . 809

* دوره : تلفط و نوشتار صحیح واژه به صورت « تَوَره » به معنی دوره و پیرامون است که امروزه هم به صورت توره(Türə)کاربرد دارد . با تبدیل حرف د به ت که کاملاً در ترکی رایج است واژه دوره شکل گرفته است . نظیر این تبدیل در واژه های تمر ® دمیر ( آهن ) و داد ® تاد ( مزه ) نیز دیده می شود .

 * گاوآهن : آیا تا کنون فکر کرده اید رابطه بین گاو و آهن به وسیله ای که زمین را شخم می زند چیست ؟ اگر فکر هم کرده باشید شاید جوابی برای سوال خود نیافته اید . واژه گاوآهن شکل تغییر یافته کلمه ترکی گووهان به معنی شخم زننده و از ریشه قاوماق ( کاویدن ) است که بر اساس تغییرات فنوتیکی به صورت گاوآهن در فارسی کاربرد دارد . مقایسه کنید با تیرآهن .  

شهريارين وفاتي نين ايل دؤنومو

27 - شهريور شهريارين وفاتي نين ايل دؤنومو موناسبتينه...

هوپ هوپ نه توءرك پرستدير، نه پان توءرك، آمّا...

شاه شاعر، شاه اثرلر:

بو گوءن بير بؤيوك شاعرين وفاتي نين ايل دؤنومودور. بو شاعر، آذربايجان ادبيّاتيندا بير انقلابچي كيمي تانينير. اونون شعرلري اؤلو ادبياتيميزي جانلانديريب و يئني دن اونا نفس وئردي. پهلوي دؤرونده كي قورخولو دؤره ده اولان قاداغالار قاباغيندا، طاقتيني الدن وئرن آذربايجان ديلي حياتيني چتينليك له داواملايان زاماندا بو شاعرين بؤيوك و قودرتلي شعري بير يئني اوميد ايشيغي كيمي آذربايجاندا ايشيقلاندي و آذربايجانين خسته ديلينه حيات قايتاردي.

ادامه نوشته

27 شهریور"روز ملّی شعر و ادب ایران

27 شهریور"روز ملّی شعر و ادب ایران" !  

              

        روز 27 شهریور سال 1367 ، روز خاموشی استاد شهریار، شهریار سخن ایران و  آذربایجان است. شاعری که شعر ترکی " حیدر بابایه سلام " اش به نوشته بسیاری از مطبوعات(روزنامه " ایران " شنبه 21 شهریور 1383 شماره 2909) به بیش از 90 زبان زنده دنیا ترجمه شده است ، و از این منظر است که استاد شهریار شناخته شده ترین شاعر  آذربایجانی در دنیا بخصوص در بین کشورهای ترک زبان است .

در سال 1381 به پیشنهاد نماینده آذربایجانی مجلس شورای اسلامی و تصویب شورای انقلاب فرهنگی، به پاس گرامیداشت یاد و خاطره استاد شهریار و تحکیم مودّت و دوستی بین اقشار مختلف جامعه، روز بیست و هفتم شهریور ماه، " روز ملّی شعر و ادب ایران "  نامگذاری شد .

ادامه نوشته

دیدگاه سخنوران راجع به استاد شهریار:

دیدگاه پاره ای از سخنوران فضلا و تذکره نویسان راجع به استاد شهریار:
« دلم می خواست عمرم وفا می کرد تا ترکی آذربایجانی را یاد می گرفتم و شعر حیدر بابا را می خواندم. بلاشک، شاهکار بسیار گرانبهایی است»
محمد علی جمالزاده- شهریور 1340- ژنو

« شهریار نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار شرق است» ملک الشعراء بهار

« شهریار، جوانی است با ذوق سرشار و قریحت بلند ملول وشی است پر هیجان و عاشق پیشه ای صاحبدل از کودکی به اقتضای استعداد غریزی و اکتسابی به قول و غزل پرداخته و در شباب عمر، شاعری مقتدر از کار بیرون آمد . شهریار شاعری است شیوا، شیوه اش نو و مرغوب و نزد پیر و جوان مطلوب است» ملک الشعراء بهار

« شهریار به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد. ذوق نوجوانی و نواندیشی در چه بسا از شعرهای وی منعکس است. تازگی مضمون، صورخیال و تعبیر حتی قالب شعر، دیوان او را از بسیاری شاعران همه نسلش متمایز کرده است» دکتر غلامحسین یوسفی

« این شاعر با این که سی سال بیشتر ندارد البته در زمان گفتار گوینده لیکن اشعارش در کمال پختگی است و می توان گفت فکر رسا، ظرفت الفاظ، لطافت معانی و نفوذی که یک شعر خوب باید داشته باشد، در اشعار او هست» محمد اسحاق، استاد زبان و تاریخ ادبیات دانشگاه کلکته .

ادامه نوشته

تورکون دیلی

تورکون دیلی تک سوگلی ، ایستکلی دیل اولماز

ئوزگه دیله قـاتسان ، بو اصیل دیل ، اصیل اولماز

ئـوز شعرینی فارســـا - عربه قاتمــاسا شـــاعیر

شعــری اوخویــــانلار ، ائشیــدنلر کسیــل اولماز

(همانند زبان ترکی ، زبانی دوست داشتنی و عزیز وجود ندارد

البته اگر این زبان را به زبان بیگانه بیامیزی ... دیگر این زبان اصیل ، اصیل نخواهد بود  

اگر شاعر شعر خود را به زبان فارسی و عربی مخلوط نکند ،

کسانیکه شعر را می خوانند و یا می شنوند کسل نخواهند شد )

فارس شـــاعری چوخ سؤزلرینی بیـزدن آپارمیش

"صابر" کیمی بیر سفره لی شاعر ، پخیل اولماز

تورکــــون مثلی ، فولکلــــوری دونیـــادا تـــک دیر

خان یور قانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

(شاعران پارسی زبان ، بسیاری از مطالبشان را از ما گرفته اند

شاعر بخشنده ای همانند صابر ، هیچگاه بخیل نمی شود 

ضرب المثل ها و ادبیّات عامیانه ترکی در دنیا تک است و همتایی ندارد

در روستا ضرب المثل است که لحاف ارباب، لحاف یا دوشکی مندرس نیست  "هیچگاه از ارزش نمی افتد " )

ادامه نوشته

بررسی پنج ترجمه‌یِ پارسی «حیدربابایه سلام»

hedarbaba

توضیح : این مقاله چکیده‌ای از یک مقاله‌یِ طولانی بقلم عبداللاه باقری حمیدی است .

شهرتِ گسترده‌یِ «حیدربابایه سلام» در ایران سبب شد اقرادی به ترجمه‌یِ پارسیِ آن دست بزنند. نبود سنت نقد ادبی و نا آشنا نبودن مترجمان با بنیان‌ها و روش‌های ترجمه، متن‌هایی را در زبان پارسی  پدید آورد که با متن ترکی «حیدربابایه سلام» بیگانه بودند. در این مقاله، نخست تاریخ ترجمه‌هایِ شناخته شده بیان میشود، سپس پنج‌ ترجمه‌یِ پارسی شعر بررسی می‌شود.  

ادامه نوشته

حیدر بابایا سلام

حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسین بهجتى تبریزى ملقب به شهریار است . منظومة « حیدربابایه سلام » نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است .

منظومه مورد بحث از 76 بند تشکیل شده است. شاید بتوان به اختصار گفت که حیدربابا نام کوهی است نزدیک زادگاه شاعر و این چکامه، درددلی است شاعرانه با همین کوه. نیمى ازاین منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمینها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد . دراین بخش بیشتر خاطرات کودکی سراینده، نقاشی و تصویری شده است و در قسمت دوم فرزند نامور کوه، شهریار شیرین سخن، از غربتی چند ساله باز می گرد، اما هر چه می جوید، اثر و نشانی از دوران کودکی اش نمی یابد و ناچار است به خاطره های آن دوره دل خوش دارد.

ادامه نوشته

عدالت دونیادا گرک وار اولسون

عدالت دونیادا گرک وار اولسون

حکمی هرطرفده برقرار اولسون

ایسته رم شرفلی بیر مجلس قورام

سفره مین باشیده "شهریار" اولسون

محمد راحیم

 

بير آغيزسيـز ائلین ديلي شهــــــــريار

بير آغيزسيـز ائلین ديلي شهــــــــريار 

                بير لام آخان سويون سئلي شهريار

بو آذربايجان ديارينا چوخ ايگيد گليب

                 او ايگيدلرين آرخاسي بئلي شهريار

تورك ديلينده شعر دئييب سوز گوشا

                   سوزو شعري چوخ سئويملي شهريار

شعرين اوخودوقجا درين دوشونسن

                   عقيل حيران اولر نه حيكمتلي شهريار

شهريارين شعري تورك ديلينه بير بزك

               ائله بزك آدام دئير اي فضولي شهريار

قاراداغلي داها بسدير، سينيق شعرين

                 وصف گلمز بو شعرينن او دئيرلي شهريار 

شاعر : آراز تبریزلی     

پیام آشنایی

Gelin tanış olalım

İşi kolay kılalım

Sevelim , sevilelim

Dünya kimseye kalmaz

Yunus Emre

 

بیایید آشنا شویم

کارها را بر همدیگر آسان بگیریم

دوست بداریم، و دوستمان بدارند

چرا که دنیا برای هیچ کسی باقی نخواهد ماند !

شاعر:  « یونس امره »

تسلیت شهادت امام جعفر صادق (ع)

 

شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه

 امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد

كتيبه تركي حرم حضرت علي(ع) درنجف

كتيبه تركي حرم حضرت علي(ع) درنجف سروده شده به سفارش نادر شاه افشار

اين شعر تركي سروده شده به سفارش نادر شاه افشار٬ با آب طلا و شنگرف نوشته شده و بر سردر ورودي٬ در بالاي ايوان حرم حضرت علي(ع) در نجف نصب شده است. سراينده شعر٬ شاعر و رياضيدان ميرزا عبدالرزاق تبريزي جهانشاهي متخلص به نشئه يا نشاء است كه از احفاد سلطان جهانشاه قاراقويونلو٬ برجسته ترين حاكم دولت تركي آن زمان ميباشد. در باره وي درمنابع گوناگون ملاحظات و اطلاعات فراواني وجود دارد. نسخه هايي چند از ديوان تركي وي در مراكز مختلف٬ تبريز٬ استانبول٬ تهران و ... موجود است.

ادامه نوشته

نام ترکی میوه ها و سبزیجات

 

توركي ديلينده میوه آدلاري چوخ اولاراق. بو يازيدا اونلارين نئچه سينين يازميشام . سيزده بونلاري اوخوياندان سونرا بويرون سيزين ماهال دا بو لارین نه آدلانارلار ؟ بونلاردان باشقا آد دا بيلسز حتما باخيش لار بؤلومونده يازين، من ده بو ليسته آرتيرارام !

 آرپا: جو

بوغدا : گندم

سوورن : خاکشیر

شویود:شِوید

اوشقون:ریواس

ایسباناق:اسفناج

شاهی:شاهی

ساریمساق:سیر

ادامه نوشته

الفبای ترکی با مثال و تصویر

الفبای ترکی با مثال و تصویر

نویسنده: حسین واحدی


 آ , ا - A , a

آغاج - Ağac

ادامه نوشته

ائتمولوژی تبریز

سلام
سن = تو
سن + ایز = سنیز = سیز = شما
من یا بن = من یا آی
بن + ایز = بنیز = بیز = ما
دو قاعده برای نام تبریز وجود دارد / همچنان که دیدید کلمه یاپسوند /ایز/ جمع ساز میباشد
1-
تاپر =پیدا میکند از ریشه تاپماق
تاپر + ایز = تاپریز = تپریز= تبریز / محل پیدایش انسان / یا محل پیدایش اولین تمدن انسانی / همین حالا هم این شهر مشهور به شهر اولین ها میباشد/
2-
تورک = عده یا خیل عظیم انسانی از دریای آق سو (دریای چین ) تا دریای قره سو (دریای سیاه )
تورک + ایز = تورکیز
با حذف و تخفیف حرف /ک / توریز / و با تبدیل حرف / و / به حرف /ب/ تبریز
محل سکونت تورک ها در آذربایجان به مرکزیت تبریز که حالا هم اینگونه میباشد.
به نظر بنده سایر تحلیل ها و نوشتجات در مورد کلمه و اسم تبریز غلط و اشتباه میباشد چرا که در سرزمینی که تورک ها در آن زندگی مینمایند از ازل تا کنون اسم فارسی یا عربی و یا هر زبان دیگر برای آن مکان امکان ندارد / اکنون هم در بسیاری از مناطق آذربایجان افرادی هستند که به غیر از زبان تورکی زبان دیگری را نمیدانند چرا که در عصر 50 سال اخیر که تلویزیون و رادیو و سینما پیدا شده است تقریبا اکثر جوانهای تورک علاوه از زبان سرزمینی خود زبان فارسی را هم یاد گرفته اند
و السلام

نویسنده : تورک اوغلی

منبع : بخش نظرات

دیوانه‌ای دراتوبوس

آن سال دانش آموز کلاس دوم راهنمایی بودم که با چند تن از نوجوانان فامیل تصمیم گرفتیم هرطوری شده درتعطیلات به مسافرت برویم. پس ازمشورت خانه‌ی خاله بزرگ را مقصد خود کردیم. خاله بزرگ در یکی از دهات نزدیک مشکین شهر زندگی می‌کرد و کوههای اطراف محل سکونت ایشان برایمان خیلی جالب بود.به زحمت اجازه‌ی مسافرت گرفتیم و با شادی و خوشحالی خود رابه ترمینال شهر رساندیم.

ادامه نوشته

فرهنگ ایسم ها

 

ايسم
ايسم ، ايزم : پسوند ايسم يا افرم در زبان انگليسي كاربردهاي گوناگوني دارد. ولي آشناترين كاربرد آن در زبان فارسي آنجاست كه اين پسوند به دنبال نامها يا صفتها مي آيد و معني راي، عقيده، ايمان، مسلك، مذهب، مكتب، روش، آئين و گرايش مي دهد.

سكولاريسم Secularism

جدايي سياست از دين ، ناديني گري، جدا انگاري دين و دولت، سكولاريسم :‌ اعتقاد به انتقال مرجعيت از نهادهاي ديني به اشخاص يا سازمانهاي غير ديني. براساس اين نظريه در امور اجتماعي، سياست اصالت دارد نه دين كه داراي جنبه ي فردي و عبادي است. فكر لزوم تفكيك دين و سياست به خاطر اختلافات ناشي از آميختگي امور روحاني و امور دنيوي ابتدا در جامعه ي مسيحيت و روم ظاهر شد. مستند جدايي دين و سياست، ظاهراً اين عبارت مسيح است كه در جواب فريسيان كه پرسيده بودند آيا بايد به قيصر جزيه داد، گفته بود، مال قيصر را به قيصر اما كنيد و مال خدا را به خدا. مع هذا، در قرون وسطي عملا مرزي ميان سياست و دين وجود نداشت. در قرون معاصر، فلسفه ي دموكراسي طرفدار تفكيك دين از دولت گرديد به طوريكه اين سیاست به عنوان جزئي از قانون اساسي كشورهاي غربي درآمد.

ادامه نوشته

موزه نادری

موزه نادری در قسمت اصلی آرامگاه نادر شاه افشار در 2 تالار به منظور معرفی آثار تاریخی این دوره شکل گرفته است . 

 شمشیر نادر

تصویرشمشیرهای نادر شاه افشاردرموزه نادری

تالار شماره 1 : اين تالار به انواع سلاح هاي دوره افشاريه، تابلوهاي نقاشي از نادر و صحنه هاي جنگ، وسايل سوار کاري مانند زين و برگ اسب از دوره افشاريه تا قاجاريه، چند نسخه خطي از جمله تاريخ جهانگشاي نادري و دو شمشير متعلق به نادراختصاص دارد که روي يکي کلمه«السلطان نادر » حک شده و روي ديگراين بيت شعر طلاکوب شده است:

 شاه شاهان نادر صاحب قران / هست سلطان بر سلاطين جهان

اين شمشير در دشت مغان به سال 1148 هجري در روز تاجگذاري نادر از طرف ملت ايران به وي هديه شده است.  

کتاب نادری

کتاب خطی جهان گشای نادری درموزه نادری

تالار شماره 2: اين تالار در سال 1373 به مجموعه اضافه شد و در آن انواع سکه، ظروف و ديگر اشياي اهداي از دوره صفويه تا معاصر به نمايش در آمده است. 

 تندیس نادر

تندیس نادرشاه افشاردرموزه نادری

آرامگاه نادر شاه افشار

 nader

نادر شاه افشار ناپلون ترک ایران در هنگام حیات خود دستور به ساخت آرامگاهی کوچک در بالا خیابان مشهد داد. این آرامگاه کوچک در سال ۱۱۴۵ هجری قمری در مجاور چهارباغ شاهی و روبروی حرم امام رضا(ع) از خشت و گل ساخته شد. قوام‌السلطنه در اواخر عهد قاجار (۱۲۹۶ ه.ش) در محل مقبره ویران شده نادرى آرامگاه جدیدى براى وىساخت. این بناى جدید که در محل فعلى آرامگاه وى قرار داشت مدتى بر پا بود تا این که انجمن آثار ملى ایران در سال ۱۳۳۵ خورشیدى درصدد برآمد آرامگاهى مناسب شأن نادرشاه براى وى در همان محل مقبره ساخته قوام‌السلطنه احداث نماید. بنای کنونی آرامگاه وی در سال ۱۳۴۰ ه.ش با طرح و نقشه مهندس هوشنگ سیحون به اتمام رسید. این آرامگاه در ضلع شمال غربى چهارراه شهدا (نادرى سابق) و در باغى به مساحت ۱۴۴۰۰ متر مربع بنا شده و مشتمل بر سکویى دوازده پله‌اى، اتاق آرامگاه، تالارهای موزه، ایوان‌ها، راهروها، تالار پذیرایی، یک غرفه فروش کتاب، باغی با محوطه‌ای زیبا و آب‌نمائی چشم‌نواز است. مصالح مقبره عمدتاً از سنگ‌هاى خشن و سخت گرانیت کوهسنگى مشهد است.  برخی از قطعات سنگ بسیار بزرگ انتخاب شده و اشاره به صلابت و عظمت نادر شاه دارد. مجسمه مفرغی نادر شاه سوار براسب از آثار هنری استاد ابوالحسن صدیقی است که ریخته‌گری آن در ایتالیا به انجام رسیده است. در گوشه شمالی آرامگاه نادر آرامگاه محمد تقی خان پسیان سرداربزرگ خراسان قرار دارد.

معنی لغوی واژۀ « تورک»( türk )

دربارۀ معنی لغوی واژۀ « تورک»( türk )، نظرات مختلفی ابراز شده که می توان به موارد ذیل اشاره کرد؛ دکتر جواد هیئت معتقد است که واژۀ تورک از ریشه تؤره مک به معنای تولید و بقای نسل و افزایش می باشد(۱)، عادله آیدین آن را از ریشه « دورماق» به معنای توقف و سکونت دانسته، آلتای محمد اف در کتاب « اوغوزلارین دوولتی» به بون تورک ها اشاره کرده و آن ها را همان تورانیان دانسته و میر علی سیداف در کتاب« آذربایجان خالقی نین سوی کؤکؤنو دوشونر کن» بون تورک ها را به معنای تورکا ن محلی دانسته است(۲ ) و سایر تورک شناسان نیز نظرات مختلفی در این زمینه ابراز داشته اند ازجمله مرحوم پرفسور محمد تقی زهتابی در کتاب« ایران تورکلرینین اسکی تاریخی».


 ۱- ويژه نامه ی ماهنامه ی وارليق(.جواد هيئت.تهران. ١٣٥٨ ) « آذربایجان ادبييات تاریخينه بير باخيش »

۲- ترکستان نامه. و.و.پارتولد.ترجمه ی کریم کشاورز. بنياد فرهنگ ایران. تهران. ١٣٥٢ 

بلند نظري و كوته نظري

1-هر انساني به كشور خود عشق ميورزد. اين امر بديهي و طبيعي است.اما اگر به ساير كشورها با ديد حقارت بنگرد، دچار كوته نظري شده است.

2-در جايي خوانده بودم كه شعار"مرگ برآمريكا"ي ملت ايران ، مرگ بر ملت آمريكا نيست. ما حتي مرگ دولتمردان آمريكا را هم نمي خواهيم. بلكه با همين شعار برخوي و خصلت استكباري دولتمردان كاخ سفيد مرگ مي گوييم. يعني ما فقط با اخلاق استكباري مشگل داريم

3- اديان بزرگ الهي اعم از اسلام، مسيحيت، يهود و ساير اديان اهل كتاب با مذاهب و فرق هاي مختلف و پيروان شان قابل احترام هستند. اگر فردي در عمل و در نيت خود نسبت تحقيرآميزي نسبت به مقدسات ساير انسانها داشته باشد دچار كوته نظري شده است.

4-لازم است كه به دين و مذهب خود عشق بورزيم اما باورهاي ديني و مذهبي ديگران را هم به ديده ي احترام بنگريم.يعني بلند نظر باشيم.

ادامه نوشته

سخنانی از بزرگان

 هایدیگر :

" اگر زبان ملّتی از بین برود آن ملّت هم از صحنه هستی خارج شده است."

ميلان كوندرا :

" نخستين گام برای از ميان برداشتن يك ملت، پاك كردن حافظه آن است. بايد كتابهايش را، فرهنگش را، زبانش را از ميان برد. بايد كسي را واداشت كه كتابهاي تازه اي بنويسد ، فرهنگ جديدي را جعل كند و بسازد، تاريخ و زبان جديدي را اختراع كند ، كوتاه زماني بعد ملت آنچه هست و آنچه بوده را فراموش می كند. دنيای اطراف همه چيز را با سرعت بيشتری فراموش می كند."

ماهاتما گاندی :

" کسی که زبان و ادبیاتش را نخوانده باشد، تاریخش را نخواهد دانست و آن کس که تاریخش را نداند آینده ای ندارد."

پروفسور حسابی :

" نه سبزم نه قرمز ، زبان مادری ام را یاد بگیرم، برایم کافیست."

مثل فرانسوی :

" کسی که زبان مادریش را نمیداند (یاد نگرفته) وحشی است."

فرانتس فانون :

" استعمار برای تسلط بر اقوام تحت ستم خود قلبهای آنان را تحريف و آنان را نابود ميكند."

دکتر شریعتی:

« وقتي يك روشنفكر با « خويشتن» مي‌گسلد و اين خويشتن عبارت از تاريخ و فرهنگ و سنت و زبان و ادب و محتواي معنوي وجودي ملت يعني مليت وي است و ناچار، خلاء وجودي خود را با محتواي فرهنگي ديگري پر مي‌كند، انساني بيگانه با خويش مي‌شود و اين « غير» همچون «جن» درماهيت و شخصيت ملي او رسوخ و حلول مي‌نمايد و آنگاه او عوضي حرف مي‌زند و عوضي نظريه مي‌دهد و راه را هم عوضي انتخاب مي‌كند و عوضي عمل مي‌كند. چون به تعبير عاميانه، اما پرمعني، او به راستي يك « آدم عوضي است».

ابن خلدون :

"وقتی ملت بزرگی اسیر ملتی کوچکتر از خود میشود، خود را فراموش میکند."

ریشه برخی کلمات ترکی

از آنجایی که زبان ترکی یک زبان التصاقی است و پسوند می گیرد؛این خاصیت باعث شده است تا کلمات با پسوند گرفتن کلمه ی دیگری درست کنند. مخصوصا اینکه بیشتر کلمات ریشه ی فعلی دارند. کلمات زیر و ریشه ی آن ها این مسئله را آشکارتر بیان می کند:

کلمه ی ترکی                                     کلمه ی معادل در فارسی

"قناق"از ریشه قنماق                           مهمان(ازریشه ؟)

"گول"از ریشه گولماق                           گل(ترکی)

"سراغ"ازریشه سوروشماق                   سراغ(ترکی)

"گٶز"ازریشه گٶرمک                             چشم(ازریشه؟)

"تانری"ازریشه تانیماق                         خداوند(ازریشه؟)

چند کلمه در زیر انتخاب و ساختار آنها بیان شده که ریشه دار بودن کلمات ترکی ر به وضوح نشان می دهد:

"تپه" ، "توپ" ، "تپل" ، "توپوق"(قوزک پا) ، "توپلوم"(تشکل) ، " توپلانتی " (جلسه) = از ریشه ی توپلاماق به معنی جمع کردن و انباشتن

"قارداش"=قارین(شکم)+داش(هم)  = خواهر و برادر

"یولداش"=یول(راه)+داش(هم) =  همراه و دوست

"یورت داش"=یورت(وطن)+داش(هم) = هموطن.

سوراخ = سو + لاخ یا لاق  سو همان آب است.

آلقيش - قارقيش

 

آلقيــش دده لــريــن، دده ليـگيـــنــــه،

قارقيش آزغيـن لارين گئـــده ليگينـــه.

آلقيش حــاق يولوندا جــــان قويانــلارا،

قــارقيش ظاليـم لــــره-جــان آلانــلارا.

آلقيــش ائــلي اوچــون چــاليشانــلارا،

قـــارقيش ائـل قـــانينــا داراشـــانــلارا.

آلقيـــش اؤزگؤرلــؤگي قانـــان اينسانا،

قـارقيــش آزادليـــغي قاپــان حيــوانــا!

آلقيــش جهــل اودوني ســونــدورنلـره،

قــارقيش عــاليــم لــــري اؤلــدورنلــره.

آلقيش «ستارخـانــا»، آلقيش «بابكه»،

قارقيش ساتقين لارا، قارقيش نـاكسه.

دئديگيــم سؤزلـــرين جــوهــرين آليـب،

بيلرگي «سهنــد»يم بئلنــچي يــازيب:

«آلقيش مــرد ياشاييب، مــرد اؤلنلـره،

آلقيـش قــوچــاقــلاريـــن دليليــگينــه،

آلقيش حـــاقي آنيــب، حــاق بيلنلره،

قارقيش قورخــاقلارين دوغان ايلينـه!»

رحمتليك دوكتور زهتابي.

ریشه یابی یک ضرب المثل ترکی:"یلان یربزدن قَجار"

ریشه یابی یک ضرب المثل ترکی:"یلان یربزدن قَجار"

ضرب المثل یا "آتالار سؤزو" (Proverbs) تاریخ نـانوشتـه ی پدران و نیـاكان ما هستند. ضرب المثل، آینـه فرهنـگ و اندیشـه و گذشته ی یك ملـت می باشند. ضرب المثل ها بازتاب تجارب تلخ و شیـرین زنـدگی هستند. گاه یك پیرمرد و یا پیرزن سالخورده، اندوخته ی زندگی پرفراز و نشیب خود را در قالب یك گفتار كوتاه و حكیمانه بیـان می كرده و بدین ترتیب ضرب المثل جدیدی پدید می آمد.

حسن اوموداوغلو.

ادامه نوشته

غزل و غزال

gazal

امشب از دولت می دفع ملالی كردیم

این هم از عُمر شبی بود كه حالی كردیم

ما كجا و شب میخانه خدایا چه عجب

كز گرفتاری ایام مجالی كردیم

(بو گئجه باده ایله دفع ملال ائیله میشم،

عؤمرون بیر گئجه سینده بئله حال ائیله میشم.

بیز هارا، تار هارا، یا رب، گئجه مئیخانه هارا؟

اونودوب دردی بو ایّامدا مجال ائیله میشم)

ادامه نوشته

اتیمولوژی کلمه ی  بیمار

در كتاب فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، نویسنده: دکتر محمد حسن دوست، ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، چاپ اول، تاریخ نشر: ۱۳۸۳ شمسى درمورد كلمه بیمار توضیح آورده شده است كه:

بیمار: مریض، ناخوشایند، دردمند. شاید از ایرانی باستان Upai-mara:در حال مرگ از ریشه mar به معنای مردن

اما درزبان شفاهی مردم ترك(آذربایجان) ، فعل بومماق را داریم كه متناسب با بیمار شدن می باشد.

بومماق: ال – آیاق ییغیب كیزیكمه‌ك، ییغیشمك و ...دست و پای خود را جمع كردن، درخود فرو رفتن، ازفرط ضعف یكجا نشستن و زانوی غم بغل كردن. به نظرمی رسد كلمه بیمارازاین فعل ساخته شده باشد:

بوم + ار = بومار ---- بیمار

كسی كه از فرط ضعف و بیحالی كنجی گزیده و درخود فرو رفته است. و نظیر این ساخت درسایر افعال تركی نیز دیده می شود:

قال + ار= قالار ---- قالارغی

یاز + ار= یازار

یار + ار= یارار

به نظر می رسد فعل  بودورماق: لنگیدن/ پا انداختن/ لنگ زدن/ وا ماندن – عبارت مشهور "آت منیم آلتیمدا بودورماسین"- نیز ازاین ریشه باشد.

منبع:

توضیح:خوراسان تورکلری "بیمار و مریضه" نه چاق و ناچاق دئییرلر(شیروانلی)